سکس درروز فوتبال - داستان و عکس سکسی
X
تبلیغات
رایتل
جمعه 6 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 10:54

تازه از مدرسه تعطیل شده بودیم من اون موقع 16سال داشتم وتا حالا هم با کسی سکس نکرده بودم یه روزی که اتفاقااون روز فوتبال تیم ملی هم بود نشسته بودم پایه تلوزیون نیم ساعت به بازی بود دیدم داره یکی زنگ خونه رو می زنه دکمه ایفون را بدون اینکه ببینم کی هست باز کردم2-3دقیقه ای گذشت دیدم کسی نیامد داخل اتاق رفتم طرف در باورم نمی شد. فکرکردم دارم خواب می بینم دختر همسایه بودمن همیشه ارزو داشتم با اون دوست بشم ولی تااون وقت به کسی پانداده بودوقتی ازش پرسیدم چی شده. گفت کلید خونه را گم کردم مامانم وباباهم رفتندمسافرت به من گفت می تونی در خونه مارا باز کنی . منم که تا حالادوست داشتم با اون دوست بشم گفتم بله ولی الان نمی تونم پرسید چراگفتم اخه پام درد می کنه گفت تو این سن گفتم نه بابت سن نیست من ازپله ها خوردم زمین حالا تو بیا تو خونه تا من یکی راپیداد کنم دره خونتونو باز کنه گفت مامانت هست گفتم نه امشب خونه خواهرم دعوته رفته اونجاشب هم می مونه اون رفت توی پذیرائی منم رفتم بیرون تا کسی رو پیدا کنم تا در خونه همسایه را باز کنه طرف ظهر بود توی کوچه قو پرنمی زد یه چند دقیقه ای توی کوچه موندم . اتفاقا من فوتبال را از ماهواره می خواستم ببینم وقتی وارد حیاط خونه شدم ازدور صدایه ناله زنی که سکس می کنه شنیدم فهمیدم ژینا(دختر همسایه)زده رویه کانال سکس به خاطر اینکه خجالت نکشه من با سرفه واردشدم اونم زودی زد روی کانال قبلی فوتبال شروع شده بود می خواستم بشینم ژینا گفت چی شد درخونه باز شدگفتم نه هیچ کس توی کوچه نبود گفت پس چه کار کنم گفتم اینجا ناراحتی گفت نه گفتم پس همین جا بمون تا بعد فوتبال یه کاری می کنیم اونم نشست تا نیمه اول که تمام شد من خوشحال بودم چون هم ژینا اونجادبود هم ایران 2تاگل به ژاپن زده بود.یه دفعه نمی دونم چی شد که زدم کانال سکس زیر چشمی یه نگاه به ژینا کردمدیدم رنگش پریده بود.بهش گفتم ببخشید دستم رفت روش ژینا هم کم نیاورد گفت مهم نیست . بالبخند پرسیدم عادیه اونم یه لبخند ملیح زد منم دیگه کانال عوض نکردم می خواستم ببینم طاقت می یاره تقریبا یک ساعتی گذشت منم بی خیال فوتبال شده بودم زیر چشمی یه نگاه به ژینا کردم دیدم چشماش یه حالیه رفتم نزدیکتر دیدم چیزی نگفت دستم خیلی اهسته روی پاش گذاشتم هیچ عکس العملی نشون نداد یکم که کذشت دیدم ناخواسته داره یواش یواش دستمو می ماله منم معتلش نکردم زودی لبامو گذاشتم رو لباش دوتادستامو گذاشتم روی سینه هاش از روی مانتو مالیدم خیلی سریع قبل ازاینکه صداش بخواددربیاد لباساشوتو یه چشم به هم زدن دراوردم کیرم را که تقریبا راست شده بود گذاشتم تو دهنش اونم مثل حرفه ها برام ساک زد شرت شودراوردم یه زبون زدم به کوسش دیدم خیلی خوشش اومد شروع کردم به لیس زدن چوچولشو که چند بار لیس زدم اونم دیگه حشری شده بود گفت بلند شو بکون توم پارم کن جرم بده منم از خوشحالی پریدم بالاکیرمو خیس کردمویواش سرشو گذاشتم توی کوسش یه فشار دادم یه جیغ خیلی بلندوقشنگ کشید تا تهشوفروکردم توی کوسش شروع کردم به تلمبه زدن چون فیلم سکس زیاد دیده بودم می دونستم چه جوری حالش بیارم تقریبا 10دقیقه شد دیدم داره بی حال می شه منم که کم کم داش ابم میامد کیرمو در اوردم یهو ابم ریخت رو سینش من بی حال افتادم روشو یک ساعت بعدش بیدار شدیم رفتم در خونشونو براش باز کردم وتا مامانشینا از سفربرگشتند هر شب می رفتم رو کارش راستی یادم رفت بگم اون بازی را ایران 3به2باخت

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo